جمال الدين محمد الخوانساري

38

شرح احاديث طينت ( فارسى )

مرتبه و عالى است مؤمن را در وقت تولد از تاريكى بعد از داخل شدن او در آن به سوى نور ، و بيرون مىآورد كافر را از نور به سوى تاريكى بعد از داخل شدن او به سوى نور . و اين است قول خداى عز و جل : لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ " ، از براى آنكه بترساند كسى را كه بوده باشد زنده و ثابت گردد قول بر كافران . توضيح : " رسيد مشت او " يعنى طى كرد و در نور ديد از آسمان هفتم تا آسمان دنيا و فرا گرفت از هر آسمانى تربتى ، يعنى بارهء خاكى كه در هر آسمانى بود از جنس خاك زمين يا از جنس ديگر . و استبعادى ندارد بودن خاك در آسمان و برداشتن از آن ، هرچند مخالف مذهب حكما است ، زيرا كه دلايل ايشان بر خلاف آن تمام نيست . و ممكن است كه مراد به تربت در اينجا جوهرى باشد كه آسمان از آن خلق شده يعنى پاره‌اى از هر آسمان . و استبعادى نيست در اين نيز ، زيرا كه دليل بر پاره شدن آسمانها و التيام آنها تمام نيست . و ممكن است كه در هر آسمانى بهشتى باشد و از هر بهشتى خاكى برداشته باشند موافق آنچه در احاديث سابقه گذشت كه طينت نيكوكاران از گل بهشت است ، پس به آن اعتبار فرموده باشند كه : " فراگرفت از آسمانى خاكى " . و ممكن است كه مراد به " سماء " در اينجا در اصل ، آسمان به معنى مشهور نباشد ، بلكه بهشت باشد ، به اعتبار اينكه هر چيز بلند سايه اندازنده را سماء گويند . و از آن راه سقف را سماء گويند ، و آب را سماء گويند . و چون مراتب بهشت بلند است به آن اعتبار آنها را سماء فرموده باشند . و ممكن است كه از براى آن هفت مرتبه باشد . و آن مرتبه كه پست‌تر از همه باشد و به دنيا نزديكتر باشد آن را سماء دنيا فرموده باشند . و " از زمين هفتم بلندتر به سوى زمين هفتم دور تر " چون زمين چنان كه از احاديث ظاهر مىشود هفت طبقه است بر روى يكديگر ، و اگر از طبقهء پائين ملاحظه كنند و به بالا روند طبقه بالاتر از همه هفتم است ، و اگر از طبقهء بالا ملاحظه كنند و به پايين روند پائين‌تر همه نيز هفتم باشد ، بنابراين هريك از طبقهء